در چند سالگی کودکی همون وقتها
که موهامون به بهترین شکل ممکن با باد گره می
خورد و لباس ها و اون
لکه کوچیک از بازی و بستنی رو در خودش جا می داد همیشه سربه هوای آسمونیم ، چرا که
منتظرآمدن یک آدم فضایی از لای شاخه هستیم ، یکی که بیاد با ما دوست صمیمی بشه و
هیچ وقت و هرگز با بچه های دیگه دوست نشه و به ما بگه عروسکهای بقیه کی خراب میشن یا
توپشون کی گم میشه یا نمره چه کسی پایین تر میشه و از همه مهم تر هرشب دوسه تا
آرزو را به انتخاب خودش برآورده کنه، بره زیر کتابا قایم بشه ، مادر ببینتش ، تو
مدرسه کنار دستمون تقلب برسونه . چه آرزوی شیرینی ، اون وقتها این موجود باید مطابق
رویاهامون می شد، کوچیک ،ژشت و عجیب ؛ اما مهربون، با رنگ موهای هیجان انگیز . چه
خیال خوش کودکانه ای . حالا آرزومون رو کدوم صندلی میشینه.
شقایق فراهانی
دروغ نبود دوستم
داشتی ، نگاه هرچه قدر هم غلط املایی داشته باشد صفر نیست .
دروغ نبود دوستم
داشتی ، عشق بی جا بکند به غرور بی دلیل هراج بزند .
دروغ نبود دوستم
داشتی ، دلواپسیت واپس زدن دل نیست .
دروغ نبود . این جانب
علامه دهرم دردوستداشتن .
دروغ نبود ، حالا هم
دروغ نیست که می روی .
نیما رئیسی
باران تنها نیست
. تنها هم نمی گذارد باشی . سقف چتر ، جان می دهد برای باهم بودن، برای معاشرت ،
برای حرفهایی از جنس لطافت قطرات باران، برای قدم زدن های بی ملاحظه ، برای عکس ،
برای دلخوشی ، برای ثبت خاطراتی از جنس همیشه . باران تنها نیست تنها نمی گذارد
باشی . به یک حس شیفتگی بسیار در قطرات باران . مسری است . یک حس هماهمنگی .
همپوشانی و همین است که هرکجا هم که باشی چه از باران بگریزی چه اتصال پیدا کنی به
راه رفتن در زیر باران ، هرگز تنها نخواهی ماند . کافی است یاد آن لحظه بیفتی که
همه از یورش باران به اولین سقف پناه می برند . باران تنها نیست نتها هم نمی گذارد
بمانی.
زهره سادات هاشمی
:: موضوعات مرتبط:
متن های 7تایی ها
:: برچسبها:
شب نشینی با رادیو 7,
متن های هفتایی,
نیما رئیسی