X
تبلیغات
شب نشینی با رادیو 7 - علی ضیا
زندگی را متفاوت تماشا کنید
شب نشینی با رادیو 7


دوستان
موضوع: متن های 7تایی ها

علی ضیا :

جوانی چنان بوته های گل است که خود را می نماید و عطرش چنان سرمست می کند که از حد خوش میگذرد. در این مدت کوتاهه ی عمر که هر روزش زودتر از روز پسین می گذرد دلهای ما را جوان نگهدار. خدایا دلهای ما را جوان نگهدار و جوانان را سرخوش، که اگر گناهی سرزد اقتضای سرخوشی ست و چه کسی جز تو می تواند ما را ببخشد خدای من؟!

چه کسی جز تو می تواند دیده را ندیده بگیرد؟

ای مهربان ترین مهربانان!

******

نگار عابدی:

باید حتماً خودکار گوشه دار پیدا می کردیم. باید خودکار رو میذاشتیم توی دنده های نوار کاست و می چرخوندیم. اونوقت با دو سه دور چرخوندن، می رسیدیم به آهنگ دلخواه. البته باید حواسمون رو جمع می کردیم که تاب نخوره که دوباره جمع نکنه. یادش به خیر نوار کاست. یادش به خیر صدای تق و توق کردنش. هنوزم یادمه صداش. یادش به خیر خودکار گوشه دار. یادش به خیر صدای نوار کاست وقتی که می خوند.



 


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, علی ضیا, نگار عابدی




نویسنده : سمیرا
92/05/08


موضوع: متن های 7تایی ها

سید علی ضیا:

کلافه ام... کلافه ام چه عجیب که تو می توانی طوری باشی که کلافه ام کنی! شازده کوچولو می گفت گل من گاهی بد اخلاق  و کم حوصله و مغرور بود اما ... اما ماندنی بود و من ... من در مورد تو صاحب نظرترم تا شازده کوچولو  و میگویم گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله است، مغرور است، ماندنی نیست، اما بوییدنی ست و می تواند حسادت کند ، کلافه ات کند و یادت بیندازد هر گلی زیبا نیست یا هرگز با یک گل بهار نمی شودو یا دسته گل به آب دهد گل من! گل من منحصر به فرد است. و اجازه میدهد از اخترکم کوچ کنم تا هر جای دنیا که بخواهد. کلافه ام... کلافه ام چه عجیب که تو می توانی کاری کنی که کلافه ام شوم!

منبع :

http://raadiohaft.blogfa.com/




برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, علی ضیا




نویسنده : سمیرا
91/12/27


موضوع: متن های 7تایی ها

سلام دوستان خوبم ممنون از این لطف که به برنامه دارید . این پستم رو 1 : با دانلود متن خوانی علی ضیا و کلیپ کاکا که علی لهراسبی خوند در برنامه میزارم و 2 : اینکه تا چند روز نمی تونم به وبلاگ سر بزنم و احتمالا نتونم برنامه رو ببینم آخه یکی از بستگانم از دنیا رفتند و درگیر مراسم هستیم . عذر خواهی می کنم پیشاپیش ولی خوشحالم میک نید که با نظراتتون به هبهتر شدن وبلاگ کمک کنید . ممنون 

متن خوانی علی ضیا ( ببخشید که نتونستم متن رو بنویسم )

منبع : وبلاگ تک پسر کاشون

http://uplod.ir/nxuu7p346e1g/20121129_121053.3gp.htm


کلیپ کاکا شعر از حامد عسکری و خواننده علی لهراسبی ( البته متن را سال قبل قرار داده بودم در وبلاگ ) 

منبع : http://raadio7.blogfa.com

دانلود کلیپ کاکا


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, علی ضیا, علی لهراسبی, حامد عسکری, موسیقی




نویسنده : سمیرا
91/09/11


موضوع: متن های 7تایی ها

علیرضا بدیع :

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند

با رنگ های تازه مرا آشنا کند

پاییز می رسد که به مانند سال پیش

راز درخت باغچه را برملاکند

او قول داده است که امسال از سفر

اندوه های تازه بیارد خدا کند

او می رسد که بازهم عاشق کند مرا

او قول داده است و باید وفا کند

او نیز عاشق است

و راهی نمانده است

جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند

شاید سفر کندو خداوند فصل ها

یک فصل را به خاطر او جا به جا کند

تقویم خواست از تو بگیرد بهار را

تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش خزان است یک نفر

در را به روی حضرت پاییز وا کند

************

اشکان صادقی

به قصه تک تک برگ هایش گوش کن . آنگاه سر بز زمین بگذار  . آغاز همه چی . بی نقاب باش . پاییزمی آید تا تو را از خودت بگیرد . درخت بی تن پوشبرگ دل بر می کند از زیبایی. چرا که پاییز زیباست . پاییز همنفس تر می شود وقتی بدانی درختها چگونه قد می کشد .

************

انشاء علی ضیا :

سکوت می کنم و حرفی برای گفتن ندارم . حرفهایم ته کشیده در هوایی که تو نفس می کشی .

حرفی برای گفتن ندارم . پاییز هوای توست . روزهای توست و بهار من.

از کنار لوازم و تحریری که رد می شوم دلم قنج می رود برای آنکه بروم در مغازه مداد و پاک کن بخرم .

یادش بخیر چقدر ذوق روزهای اول پاییز عجیب بود و دوست داشتنی .

هنوز برای خودم مداد و پاک کن می خرم و هنوز دلم برای همشاگردی هایم تنگ می شود .

پاییز و شبهای طولانی ، لبخندهای زیاد ، شعرهای خواندنی ، چای داغ و مادرم که همیشه همراه شباشب پاییزی من است .

تو را همیشه کم داشتم درمیانه ی همه پاییزهایی که رفته است و حالا این پاییز با سختی که پیش روی من دارد نبودن تو عجیب شده است .

نبودن تو سختی است غریب و باران مضاعف و شورانگیز که مرا به پیش می برد برای گذر از پاییز امسال .

پاییز من همیشه این گونه است دلتنگ و پر شعر و پرچای .

راستی هیچ کس به سکوتم نرسیده و همه به فریادم رسیده اند.

پس سکوت می کنم در هوایی که هوای توست .

**********

محمد صوفی _ متن از امیر علی نبویان

از تو برای تو می نویسم پاییز برگ ریز .

کدام را باور کنم عریانی هزارساله آن تن سرمازده که آسمان را به هم گریه می دارد یا شکوه این خلعت این جادو را !؟

زردی رویت از نفرین هزار محصل است یا میراث آفتاب طلایی تابستان !؟

تو کدامی ؟

سرخی گس خورشید در غروب های دلتنگ یا ملسی ناب سیب های قرمز و چه راز آلود ایهامی است این معجون قصه ی تو مخزن الاسرار .

اما هرچه است در تجلی است یا اولی الابصار .

کشف تو کشف راز خداوندگار است . کفر و اغراق نمی گویم که رحم و غضب او هم مثل شکوه و اندوه تو جمع اضداد نیست .

تو آتش جا مانده از کاروان بهاری و مهجور از غم هجران یا منزلگاهی بکر آرزوی محال اردیبهشت؟!

اگر آنی شاهانه ماجرای گناه گدا بگو و اگر این با این گدا حکایت آن پادشاه بگو .

نه تو خود مسافری مثل بهار ، مثل من . توشه راه ببند که سفر طولانیست از تموس تا سور و ما عابر هر ساله این جاده پر پیچ و خم .

چه با حوصله می گذری از کنار آفتاب کم جان مهر ، باران تند آبان و سوز استخوان سوز آذر .

کاروان خزان نرم می وزد که می داند که خرج این کوچ او از عمر من است .

همسفر آگاهم که سخاوت را در حقم تمام می کنی از هرآنچه رحمت خداوند است .

نفس نفس عط باران و خاک ، لحظه لحظه چنگ مطرب باد و سماء و طبق طبق مروارید دوخته بر ردای شاخساران از میوه هایی که سوغات بهشت است .

وعده کردی بازخستگی مرا تا یلدا به دوش می کشی ؟

رفیق راه که چون تو باشد تا خود رستاخیز مسافر می مانم .


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, علیرضا بدیع, اشکان صادقی, علی ضیا, محمد صوفی




نویسنده : سمیرا
91/07/01


موضوع: متن های 7تایی ها

دوستان خوبم متنی که خانم صدق گویا خواندند و در این پست براتون به روز کردم که قبلا هم ایشون هم خانم برخورداری خوانده بودند در ضمن یاد برنامه اذر ماه هم با اجرا علی ضیا هم تازه شده . امیدوارم خوشتون بیاد . لطفا دوستان گلم در باره همه پست ها نظراتتون و بگید . ممنون . 

من دماوندم که پای تو می مونم ،

عمری بی حسرت پیش چشمات کیشم

تیشه بر می داری بی ستون تر می شوم

با تو دل می بردم ، با تو کیش خوردم

از کسی پنهون نیست واسه هم می مردیم


شنبه را با خط کشی از جنس اخم های تو اندازه می گیرم و یکشنبه را بی هیچ درنگی دود می کنم بر سر راهت با آه . دوشنبه های بی قید ، دوشنبه های سربه هوا را در شیب تنهایی سُر می خورم و سه شنبه ، چیزی سراغ ندارم مگر دعا و بعد به معبد دست های چهارشنبه بوسه می زنم که از ترس همسایگی با پنج شنبه ها صبور شده است با خلوت ؛ و آدینه ها را که رو به همه آمدن ها منتظر می مانم که بیایی و بعد در شکوه آمدنت ، غم قربانی می کنم و در آن نگاه و در آن لبخندجا دارد به تمام روزهای تقویم بی اعتنایی کنم به شرط آنکه جمعه تو نروی تا شنبه من دهن کجی کنم .

لیلا برخورداری - نگین صدق گویا


دستهایش طرح شگفت مهربانی را دارد . حال خوبش مسریست  . حالا خوبه ، لبخندش را می گویم و من هروقت که می بینم به دندان کشیده لبخند را اشتهای زندگی ام دو جندان می شود . اینجا که من هستم تا اونجا که اوست تنها یک لبخند فاصله است چرا که هروقت می خندد می شناسمش.

حسین محب اهری ( گوینده)


عمرم به دوچشم بی پناهت بند است

لبخند تو مرموزترین لبخند است

یک عمر به یک لحظه به هم می ریزد

شیطان شده ای ، لباس آدم چند است ؟

رد می شوی و قصه زهم می پاشد

من هرگسلم به زلزله پابند است

من قصه نگفته با تو تعبیر شبم

تو اخم بکن برای من لبخند است

کلام آخر:

لبخند تو دیر زمانیست ندیدم ، یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب . بیمار خنده های توأم بیشتر بخند.


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, علی ضیا, لیلا برخورداری, نگین صدق گویا, حسین محب اهری




نویسنده : سمیرا
91/04/13


موضوع: متن های 7تایی ها

خدای من تو نیمه گمشده من نیستی که با نیمه دگیری به دنبالت بگردم تو تمام گمشده منی

سلام دوستان گلم روزتون خوش امروز با یسری مطلب اومدم که مربوط به برنامه چهارشنبه شب با اجرای آقای علی ضیا هست اومیدوارم خوشتون بیاد بقیه ان در بخش دیگه واستون میزارم :


قصه برایم بگو . قصه های خوب ، قصه هایی که مترسک ها در آن دل داشته باشند . قصه بگو . قصه هایی که کلاغها به خانه شان برسند و بی دلیل راه خانه شان را گم نکند و زیر گنبد کبود جز تو و من و خدا کسی نباشد . کسی نباشد که تو را بدزدد و من تنها شاهزاده موجود در افسانه ها باشم که بیام پیت . قصه بگو و بگذار واقعیت از تو جریان بگیرد و افسانه ها حقیقی شوند . من عاشق قصه ام ، قصه هایی که در آن گلها سهم و اندازه خارها باشند ، قصه هایی که درآن همه چیز اگر سفید نیست سیاه هم نباشد و قهرمان قصه با دارویی نمی رد ، به نوش دارویی منتظر نماند . قصه بگو . تو تلخ هم که بگویی شفا بخشی مثل دارویی که دهان جمع می کند از تلخی و کام می دهد از اثر بخشی . برای من قصه بگو . برای طفل گریز پای سربه هوا قصه بگو . من خوب جلد می شوم ، جلد خواب های بی تعبیر، قصه های بی پایان ، برای من تنها ، برای من قصه بگو .


یکی بود ... نه ! صبر کن . با یکی بود یکی نبود قصه خوبی آغاز نمی شود . تو بودی قصه شروع می شد، تو نبودی تمام . عمر من صرف فعل بود و نبود توست . قصه کوتاهی است در حد یک آب . قصه بودن هایت صبر کردن این هم حرف اصلی من نیست . صبر کن ، همه چیز نک زبانم است اما از تو و برای تو نمی شود حرف تکراری زد نمی شود تو شبیه شهرزاد قصه های هزارو یک شب و هزارو یک ماجرا در چشم داری. اما قصه عمر من را اگر بنویسند قهار ترین نویسنده دنیا هم که باشد می نویسد یکی تو و هیچ چیز بی تو .


کلام آخر :

همیشه قصه با بود و نبود دیگری آغاز می شود که یکی بود و یکی نبود ، یکی رفته بود و یکی نرفته بود ، یکی مانده بود و گریه کرده بود و یکی مانده بود و غصه خورده بود .

خداحافظ


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, متن های هفتایی, علی ضیا




نویسنده : سمیرا
91/04/13


موضوع: متن های 7تایی ها

سلام دوستان گلم دو تا از متن های شب اجرای علی ضیای عزیز (موضوع بن بست)رو فراموش کردم بزارم حالا براتون می ذارم

تقدیم به کسی که کوچکترین یادش دنیای تنهاییم را بزرگتر کرده است . از ان دست تقدیم هایی که نه دلش را بلرزاند و نه بلرزاند اشک را در چشمهایم . که ایستادن بر قدم هایی که می خواهد ترکش کند. حالا خوب گوش کن . تو را بسته بودم به جان نگاهم که ترک کنی تنهاییت را اما نمی دانم چه کسی گفته بود بعضی باید بادیگران تنها تر شود . می گذارمت با دیگران اما ای کاش تنهاتر نشوی و من آنقدر پای حرفم می ایستم که بنشینی پای غم و این فرق دارد با درد تنهایی.

شیوابلوریان

----------------------------------------

غم با دوحرف کمتر از شادی حرف زیادی می زند یک غم جوان آمده سراغم . نبودن تو، نه ، بودن تو یک غم سرحال ، سربه راه ، سرخوش ، مشتاق برای به سخره درآوردن تمام دیده هایم . من پیرتر از روزگار جوانیم . پی یک حبه حرف شیرین چای تلخ نبودنت را سر می گشم . هرصبح ، هرظهر ، هرعصر ، هرشب . غم با دوحرف کمتر از شادی حرف زیادی می زند و من مثل قند برای تو حرفها دارم اگر قدم رنجه کنی به دلم بازگردی تا دوباره عاشقت شوم .

علی ضیا


برچسب‌ها: شب نشینی با رادیو 7, متن های هفتایی, بن بست, علی ضیا




نویسنده : سمیرا
90/11/25


موضوع: متن های 7تایی ها

دستم به سمت تلفن می رود و باز می گردد ، چون کودکی که به او گفته اند شیرینی روی میزمال مهمان است . پس خستگی کوچکت که در رفت بی زحمت نگاهی به در بینداز. عاشقت چشمش به در است که در بزنی یا تلفن . بی تو تمام لحظه های من خیس اند ، تمام لحظه های من . با چوب های خیس چه آتشی روشن کنم . بیا و بپیچ به کلمه ها که بی تو نَم کشیده اند . بی تو تمام لحظه های من خیس اند . بیا و بی راه ها را ، راه کن. بن بست ها را کوچه . بیا و دنیای مرا به دنیای عشق تبدیل کن و من قول می دهم پای تمام قدم های آمدنت تا آخرین نفس بایستم . بیا دنیا خیلی دارد با من شوخی می کند بی تو . بیا و عشق را جدی به دنیایم هدیه کن .

علی ضیا

 ---------------------------

تازه داریم می رویم . تا افق پیداست ، تا آسمان تماشایی است ، تا زمان نایستاده ، حتی اگر نای رفتن نباشد . خاطره می سازیم ، خاطره قد تمام کنار هم نبودن ها ، اندازه تمام شب گریه های تنهایی ، شاید هم بیشتر . راستی یادت هست گفتند اگر جاده از تمام قدمهامان جان بیفشرد ؟... گفتی همسفر که تو باشی جاده بهانه است . تو گفتی فانوس بردار چراغ راه شود . گفتم شب ما مهتاب باران است ، نقره ای ، روشن ، سخاوتمند . آنقدر که فانوس خجالت زده شود . اگر باران ببارد چتر می شوم و تیغ برانت هنوز که بی رمغمان کند سایه بان سرت . جا بمانی می مانم . حتی اگر سالها ... . رفیق راه کوله بار هم برندار . دم در برایت بقچه های گذاشته ام . مشتی چمن که برکشی و طراوت بهار قوت قدم هایت شود . جرعه ای زلال آب که وقت خستگی یاد آور عهدمان باشد . برای رفتن آبی که پشت سرمان نریخته بود . چند وجب خاک  از سر کوه بلند که اصالت عزممان را فریاد کند. راسنی یادت هست پرسیدی اگر مسیری بن بست را دیدیم ؟ گفتم بر می گردیم . مقصد خود جاده است . جا بمانی می مانم حتی اگر سالها...

 علی ضیا


برچسب‌ها: شب نشینی با رادیو 7, متن های هفتایی, بن بست, علی ضیا




نویسنده : سمیرا
90/10/29


موضوع: شعرهای 7تایی ها

با هر بهانه و حوسی عاشقت شده است

فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

چیزی زماه بودن تو کم نمی شود

گیرم که برکه ای ، نفسی عاشقت شده است

ای سیب سرخ غلط زنان در مسیر رود

یک شهر تا به من برسی عاشقت شدهاست

پر می کشی و وای به حال پرنده ای

کز پشت میله ی قفسی عاشقت شده است

آیینه ای و آه که هرگز برای تو

فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

علی ضیا

-------------------------------------

بامن از لحظه دیدار بگو

بامن از عالم اسرار بگو

بامن از راز نهان مانده به لب

بامن از نغمه گفتار بگو

بامن از آنکه تو را داده به من

بامن از لطف همان یار بگو

بامن از سرخوشی لحظه وصل

بامن از آتش سرشار بگو

بامن از چهره آغشته به اشک

بامن از دیده غم بار بگو

بامن از تلخی ایام فراق

بامن از دوری دلدار بگو

بامن از دلخوشی دیدن تو

بامن از گردش پرگار بگو

بامن از شمع فروسوخته در عشق و جنون

بامن از هرچه دلت خواست بگو

----------------------------------------

خداحافظی کن  که برگردم از تو

خداحافظی کن که بارون بگیره

خداحافظی کن که نامهربون شم

خداحافظی کن که عشقم بمیره

عزیزم تو خورشید و بخشیده بودی

به مردی که روزهای روشن نداره

خداحافظی می کنم با تو اما

خداحافظی رنگ رفتن نداره

دلم روشنه این دوخط موازی

یه جای افق میشه با هم یکیشن

یه جای افق خط خطی میشه از عشق

یه جاعاقلا از تو دیونه میشن

خداحافظی مثل رفتن میمونه

که تنها برم تا تو تنها نمونی

خداحافظی می کنم نازنینم

الهی که عاشق بشی تا بدونی

امیرحسین اللهیاری


برچسب‌ها: شب نشینی با رادیو 7, شعرهای هفتایی, علی ضیا, امیرحسین اللهیاری




نویسنده : سمیرا
90/10/06


موضوع: متن های 7تایی ها

سلام دوستان واستون متن های شب اجرای علی آقای ضیا رو دررادیو 7 گذاشتم در 3 بخش.

چه سخت است دلت اسیر باشد و خودت رها ، بندهای دستت گسسته باشد و دلت دربند . چه سخت تر است دلت اسیر باشد و هم خودن ، اینکه تگاهت را بدوزی به روبه رو به امید بازشدن دری یا صدایی که بخواندت برای یک دیدار.چه سخت است روزها را شب کردن عبور از تقویم برای رسیدن به روزی که نمی دانی چه روزی است . شاید اصلا شبی است ، شبی است که بتوانی به جای آجرهای سقف ، ستاره را بشماره . ستاره ها ، ستاره ها، ستاره ها، ستاره ها ، ستاره های خوش آمدگو ، خداکند تا چشمک زنان ، ستاره ها تو را به یاد داشته باشند خداکند دلت پر از ستاره باشد.

علی ضیا

-----------------------------------------

مهتاب پر از چشم تماشا بالا

دربهت ستاره ها که سرها بالا

شب چشم گشود ،خانه دوست کجاست ؟

خورشید اشاره ای کرد بالا بالا

علی ضیا


برچسب‌ها: شب نشینی با رادیو 7, متن های هفتایی, علی ضیا




نویسنده : سمیرا
90/10/05


موضوع: متن های 7تایی ها

خوشبخت بود . دستشو گرفته بود به عرشه .باد باسرعت متناسبی بادبونارو تکون می داد. اندازشو نمی دونم ، ولی مهم این بود که حال دریا خوب بود . دریا به زاویه 45 درجه توی افق لبه قایق تقسیم شده بود. اگه قایق نبود واقعا نمی شد بین آسمون و دریا فرقی قائل شد. آسمون رنگ دریا ، دریا رنگ آسمون . انگار یکیشون آینه گرفته بود روبه روی صورت اون یکی .

خوشبت بود . کسی که توی قایق رو میگم ، خوشبخت بود. از قیافش می شد اینو فهمید.

روی دیوار سفید اتاق خالی ، یه تابلو آبی بود که عکس قایق تفریحی رو نشون می داد، یه قاق خوشبخت که دل زده بود به جزر دریا و مد الف آسمون و کشیده بود شرس. پایین عکسش نوشته بود : قایقی باید ساخت

  سید علی ضیاء


هیچ وقت در مورد سرنوشت یک قایق کاغذی که از کاغذ چروک و چند تا تا سرنوشتش شروع میشه ، قایق کاغذی که از کاغذی که میتونه طول رودخونه وسط کوچه رو تندی بره و برسه به ته کوچه ، یه کاغذ چروک که جونش بند اینکه بادباناش خراب نشه . سرنوشت غم انگیزیی که از چروک به غرق شدن برسی اما قایق دیدن خوبه .

فرهادآییش


من عاشق این شده ام که وقتی چشمانت می رود تا دور ، بنشینم و به دور خیره شوم تا سهم نگاهت عذاب من شود.

من عاشق این شده ام که وقتی بیداری ات را صبح اندازه می گیرد ، خورشید عکسش افتاده باشد در آیینه اتاق و من تو را ببینم ، تورا از زخم پنجره که داری خورشید را از پنجره اتاقت دور می کنی .

من عاشق این شده ام که دوستت داشته باشم و با هر صفحه سرنوشت برای شوخی هم که شده قایقی بسازم ، کاغذی که مرا ببرد تا تو و سرنوشت را برساند به سرنوشت لبخندهایت .

من عاشق این شده ام که عاشقت باشم ، اگر عیبی ندارد.

سیدعلی ضیاء


برچسب‌ها: علی ضیا




نویسنده : سمیرا
90/08/17


امکانات


این صفحه را به اشتراک بگذارید

کد خوش آمدگویی

بیست تولز

درباره نویسنده

سمیرا ٍ اینجا ایران است رادیو 7
....
استفاده از مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.
------------------
یک دو سه .

اگر تا هفت بشمارم عاشقت می شوم
و از این که آسمان در حجم کوچک قلبم آرام گرفته به خودم می بالم .

اگر تا هفت بشمارم هر روز نیت می کنم تا قدم هفتم را بردارم .

برای عاشق شدن به تویی که از نخستین روز بودنم عاشقم بودی .

من چقدر غافلم که تا پله هفتم ، هفت هزار سال فاصله دارم .

برای دیدار با تویی که از رگ گردن هم به من نزدیک تری.
-------------------------
پخش : شبکه اموزش(23شب) ،
رادیو فرهنگ موج اف ام . فرنکاس ۱۰۶ مگاهرتز
(1بامداد)
تهیه کنندگان و کارگردانان : منصور ضابطیان . محمد صوفی

نویسندگان :

سرپرست : نیلوفر تهرانی فر .

شرمین نادری ، امیر علی نبویان ،رضا فیاضی ،
علی لطفی ، احسان عمادی ، زهرا الوندی ،
فریناز مختاری ، راضیه ایازی، زهرا درمان

مجریان:

آقای رشید کاکاوند ، منصور ضابطیان،
احسان کرمی ، علیرضا معینی ،
محمد سلوکی ، سید میلاد اسلام زاده ،
محسن بهرامی ، ایمان سرور پور
آیتم های ثابت برنامه :

بخش ثابت : گفتگو با هنرمندان و صحبت با کودکان

شنبه : حافظ خوانی ، شاهنامه خوانی
یکشنبه : خاطره های فوتبالی(حمیدرضا صدر)
دوشنبه ها : نوبر خانم گربه ها به قلم شرمین نادری
سه شنبه ها : سخنرانی حسین کلهر
چهارشنبه : قصه های امیر علی
پنج شنبه ها : موضوع هفته و قصه های کودکی رضا فیاضی

راه های ارتباطی :

شماره پیامک : 30000704
شماره پیامک شرکت دربرنامه بیننده منتخب و حضور کودکان : 30000703

تلفن : 22652719

ایمیل: radio7@irib.ir

صندوق پستی : 3355-14155

نخستین قدم برای خوشبختی
احترام به همدیگر است

ایمیل :

آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

وضعیت وبلاگ :

اوقات شرعی :

تبلیغات